فرهاد اینالویی صاحبنظر ارشد بانکداری دیجیتال
مفهوم امروزی نئوبانک در ایران مفهومی ساختگی و ایرانیزه شده است. در واقع بانک میتواند زیرساخت بانکداری دیجیتال داشته باشد، زیرساخت آن را ایجاد کرده و سرویسها را در پلتفرمهای باز قرار بدهد اما نه به این شکل که هر بانکی بخواهد برای خود نئوبانک ایجاد کند. به همین خاطر معتقدم ما به تعریف مشترکی از نئوبانکها در ایران نرسیدهایم. در دنیا مدل ارزشگذاری نئوبانکها با بانکها متفاوت است و مشابه شرکتهای مخابراتی بر اساس تعداد مشتریان و کاربرانشان ارزشگذاری میشوند. در بانک اما ارزشگذاری به سرمایه پایه، تعداد کارمندان، تعداد شعب و منابع وابسته است؛ ولی مدل ارزشگذاری در نئوبانکها به تعداد کاربران بستگی دارد که از هر مشتری به چه میزان درآمد خلق میشود. بنا بر آنچه اکنون رایج است نئوبانکها را بهازای هر یک میلیون مشتری حدوداً ۵۰۰ میلیون دلار قیمتگذاری میکنند یعنی ۱۰ میلیون مشتری، پنج میلیارد دلار ارزش در نئوبانک ایجاد میکند.
در دنیا اصلاً چنین چیزی مرسوم نیست که هر بانک یک نئوبانک ایجاد کند، در واقع بانک باید فقط سرویس ایجاد کند، بانک تولید انبوه (mass production) است. این استارتاپ و فینتک است که باید برای بازارهای خاص مثل دانشآموزان، خانهدارها و امثال اینها محصول بسازد. بانک میتواند به اینها زیرساخت بدهد. اینها را بر اساس مطالعات گذشتهام درباره نئوبانکها میگویم برای مثال «فراز» یک موبایل بانک است که خدمات غیرحضوری میدهد نه لزوماً یک نئوبانک.
کلمه دیجیتال در بانکداری دیجیتال به معنی فناوری اطلاعات نیست، بلکه این است که بانک بتواند به کسبوکار دیجیتالی سرویس بدهد. کلاً بانکهای ما ۱۲۰ سرویس ارائه دادهاند؛ اما در جهان بالای ۵۰۰ سرویس ارائه شده است. ابهامات در ارائه خدمات در سیستم بانکی در تمام دنیا زیاد است؛ اما در اینجا تعامل هم بهخوبی وجود ندارد. اصلاً بحث بلاکچین و رمزارز در جهان بهنوعی زدن زیر میز و اعتراض به این مسائل بود. هفت، هشت سال طول کشیده است تا جهان به استانداردی در حوزهٔ بانکداری باز در این باره رسیده است. اما ما همچنان در مفهوم بانکداری دیجیتال و نئوبانک خودمان ماندهایم.
یکی از دلائل این شرایط این است که بانک مرکزی بهقدری در اجرا دخیل است که نمیتواند به نظارت برسد و حالا در بهترین حالت محدود به دادن مجوز درگاه IPG به فینتکها شده است. کسبوکارهایی مانند لندتکها هم تعیین تکلیف نمیشوند. نئوبانک که جای خود دارد. کار رگولاتوری بالانس کردن است. اگر جلوی نوآوری گرفته شود در جای دیگری خود را بروز میدهد. کار رگولاتور نه سختگیری بیش از حد و نه رهاکردن مسئله است که اجحافی در حق مشتری رخ ندهد. اگر بخواهم پیشنهادی به بانک مرکزی و بانکها بدهم این است که بانکها در کسبوکار وارد نشوند و در زیرساخت و پلتفرم باقی بمانند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه