ایران فین تک

یکپارچگی داده‌ها؛ بخش مغفول هوشمندسازی خدمات در ایران

یکپارچگی داده‌ها؛ بخش مغفول هوشمندسازی خدمات در ایران

حسام مقصودلو عضو هیئت‌مدیره هلدینگ تفتا طی دو دهه گذشته و به‌ویژه ده سال اخیر کاملا روشن شده که فقدان هماهنگی در داده‌ها و سیستم‌های پرداخت خرد از مشکلات کلیدی در ایران است. این خلأ در بسیاری از حوزه‌ها و بخش‌ها اعم از بانکداری، فین‌تک و خدمات حاکمیتی وجود دارد.…

- اندازه متن +

حسام مقصودلو عضو هیئت‌مدیره هلدینگ تفتا

طی دو دهه گذشته و به‌ویژه ده سال اخیر کاملا روشن شده که فقدان هماهنگی در داده‌ها و سیستم‌های پرداخت خرد از مشکلات کلیدی در ایران است. این خلأ در بسیاری از حوزه‌ها و بخش‌ها اعم از بانکداری، فین‌تک و خدمات حاکمیتی وجود دارد.

در بحث هوشمندسازی و داده‌محوری، موضوع اصلی این است که داده‌های مردمی چه ارزشی دارند و چگونه می‌توان از آن‌ها به‌درستی استفاده کرد. یکی از چالش‌های اصلی که در بسیاری از کشورها از جمله ایران مشاهده می‌شود، نبود یک سیستم یکپارچه و دینامیک برای مدیریت داده‌های پایه است. به‌عنوان‌مثال، در ایران اطلاعاتی نظیر محل سکونت افراد به طور دقیق و هماهنگ بین ارگان‌ها ثبت نمی‌شود. این عدم یکپارچگی داده‌ای نه‌تنها در بخش‌های دولتی بلکه در حوزه خدمات شهری و عمومی نیز به‌شدت مشهود است.

ارگان‌های مختلف مانند ثبت‌احوال، شهرداری‌ها، و شرکت‌های خدماتی آب، برق و گاز هرکدام داده‌های خاص خود را جمع‌آوری می‌کنند؛ اما هماهنگی و هم‌افزایی بین این سیستم‌ها وجود ندارد. این مسئله به نبود قوانین و مقررات کافی برای الزام افراد به ثبت و به‌روزرسانی اطلاعاتشان بازمی‌گردد. برای مثال، در کشورهایی که سیستم‌های داده‌محور پیشرفته‌تری دارند، افراد مجبورند که آخرین محل سکونت خود را در سیستم‌های رسمی ثبت کنند؛ اما در ایران چنین اجباری وجود ندارد و هیچ هزینه‌ای برای افراد در صورت عدم اعلام محل سکونت واقعی‌شان مترتب نیست.

بیشتر بخوانید:

ضرورت یکپارچگی رگولاتوری در حوزه فناوری و نوآوری بانکی ایران

فناوری‌های مالی به بومی‌سازی خدمات نوین کمک می‌کنند

رویکرد به ابزارهای فناورانه باید از منظر کسب‌وکاری باشد

یکی دیگر از مشکلات بزرگ در ایران، عدم توانایی ارگان‌ها در اجرای جریمه‌ها و محدودیت‌های قانونی بر اساس کد ملی یا دیگر اطلاعات پایه‌ای است. برای مثال، اگر قبض آب یا برق برای فردی صادر شود که مالک اصلی آن ملک نیست، ارگان‌های مربوط نمی‌توانند اقدامات قانونی مؤثری انجام دهند؛ زیرا به طور دقیق نمی‌دانند با چه کسی طرف هستند. این وضعیت، ناشی از ضعف‌های قانونی و فقدان یکپارچگی در داده‌های پایه‌ای است که می‌توانند به‌عنوان ستون‌های اساسی سیستم‌های هوشمند و داده‌محور عمل کنند.

از سوی دیگر، وقتی صحبت از پرداخت‌های خرد و سیستم‌های تراکنشی می‌شود، می‌بینیم که رویکردهای مختلفی در سراسر جهان اتخاذ شده است؛ در کشورهایی مانند آلمان و هلند، تنها درصد کمی از مردم نیاز به انجام تراکنش‌های روزانه دارند زیرا بسیاری از افراد از بلیت‌های سالانه یا سیستم‌های پیش‌پرداخت استفاده می‌کنند. این نوع از سیستم‌های پرداخت، نه‌تنها فرایند پرداخت را ساده‌تر می‌کنند بلکه بار کاری شبکه‌های بانکی را کاهش داده و از پیچیدگی‌های اضافی جلوگیری می‌کنند. در ایران اما همچنان بسیاری از سیستم‌ها بر اساس تراکنش‌های روزانه و خرد عمل می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، در متروی تهران هر روز هزاران تراکنش پرداخت خرد انجام می‌شود که فشار زیادی بر روی زیرساخت‌های شبکه بانکی وارد می‌کند. این در حالی است که می‌توان با راه‌اندازی بلیت‌های سالانه یا ماهانه و استفاده از فناوری‌هایی مانند QR کدها، این فرایندها را ساده‌تر و کارآمدتر کرد.

واقعیت این است که بسیاری از سازمان‌ها، به‌جای اینکه به وظایف ذاتی خود مانند مدیریت داده‌ها و زیرساخت‌های شهری بپردازند، به کارهایی مشغول شده‌اند که خارج از حوزه مسئولیت‌های اصلی آن‌هاست. برای مثال، برخی از شهرداری‌ها به‌جای تمرکز بر بهبود زیرساخت‌های شهری و مدیریت بهینه داده‌ها، به‌دنبال پروژه‌های جانبی مانند فروش خدمات غیرمرتبط می‌روند. این در حالی است که وظیفه اصلی شهرداری‌ها فراهم‌کردن زیرساخت‌های مناسب برای شهروندان است تا بتوانند خدمات شهری را به طور مؤثر و کارآمد دریافت کنند.

از سوی دیگر باید متوجه باشیم که هوشمندسازی به معنای واگذاری تمام وظایف به بخش خصوصی نیست، بلکه باید میان بخش‌های دولتی و خصوصی تعادل منطقی ایجاد شود. اکوسیستم نوآوری می‌تواند به‌عنوان ابزار مکمل عمل کند، اما نقش اصلی در هوشمندسازی شهرها باید بر عهده نهادهای دولتی و عمومی باشد. به‌عنوان‌مثال، شهرداری‌ها باید زیرساخت‌های لازم را برای توسعه اپلیکیشن‌های هوشمند فراهم کنند، اما خودشان به‌تنهایی نمی‌توانند تمامی جنبه‌های هوشمندسازی را مدیریت کنند. آن‌ها باید از تخصص و نوآوری‌های بخش خصوصی نیز بهره بگیرند تا خدمات شهری به‌صورت یکپارچه و کارآمد ارائه شود.

باید بپذیریم جذابیت اصلی برای مردم در این است که خدمات شهری به‌صورت ساده‌تر، سریع‌تر و مؤثرتر ارائه شود بنابراین ایجاد سیستم‌های پرداخت پیچیده که نیازمند تراکنش‌های روزانه و خرد هستند، نه‌تنها جذابیتی برای مردم ندارد؛ بلکه باعث پیچیدگی‌های اضافی در فرایندها می‌شود. هوشمندسازی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که فرایندها ساده شوند، بار کاری سیستم‌های بانکی کاهش یابد و خدمات به شکلی ارائه شوند که نیازهای واقعی مردم را پوشش دهند.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×