بانک سپه این هفته صدمین سالگرد خود را پشت سر گذاشت؛ اتفاقی تاریخی برای نخستین بانک ایرانی که با سابقهای ریشهدار، بخش مهمی از حافظه مالی کشور را شکل داده است. یک قرن فعالیت مستمر در نظام بانکی، بهخودیخود فرصتی بینظیر برای بازسازی برند، اتصال به احساسات ملی، و تعریف مجدد از جایگاه بانک در ذهن مخاطب است؛ اما آنچه دیدیم، فراتر از یک مراسم ساده و رسمی نبود؛ مراسمی خشک و اداری با حضور تنی چند از مدیران و رئیسکل بانک مرکزی که از قضا سخنانش از جنبه بار خبری آنقدری بازتاب یافت تا مراسمی که در آن حضور یافته بود را تحتالشعاع قرار دهد!
روابطعمومی بانک سپه نهتنها در تدارک یک کمپین رسانهای گسترده برای این رویداد موفق نبود بلکه به نظر میرسد اساساً توجه لازم را به ظرفیت ارتباطی چنین نقطه عطفی نداشت. صدسالگی یک برند، بهویژه در صنعت سنتی و پرچالشی مانند بانکداری، تنها یک مناسبت نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی هویت برند، احیای اعتماد عمومی، و تقویت پیوند بانک با بدنه اجتماعی که همواره نهادهای مالی را با تردید دنبال میکنند.
در شرایطی که اغلب بانکهای خصوصی حتی با سابقهای کمتر از دو دهه، در حوزه برندینگ سرمایهگذاریهای جدی دارند، بانک سپه با پیشینهای صدساله میتوانست و میبایست پرچمدار روایتی ملی در حوزه بانکی باشد؛ روایتی از صدسال اعتماد، استمرار، امنیت و حضور در همه فرازوفرودهای اقتصادی کشور. اما چه دیدیم؟ سکوت و غیبت از افکار عمومی.
این ضرورت زمانی بیشازپیش رخ مینماید که بهخاطر بیاوریم بانک سپه ظرف چند سال اخیر کانون یکی از بزرگترین اتفاقات نظام بانکی ایران بوده که طی آن چندین بانک در این نهاد مالی ادغام شدند؛ بنابراین قطعاً بیش از هر زمان دیگر و هر بانک دیگری به بازسازی برند خود و ایجاد وفاداری در مشتریانی که بدون هیچ اختیاری به جمع ذینفعان این بانک پیوستند، نیاز داشته و دارد.
شاید پرسش مهمتر این باشد؛ روابطعمومی بانک سپه در کجای معادله برند قرار دارد؟ آیا صرفاً ابزاری برای هماهنگی نشستهای رسمی و تهیه گزارشهای مناسبتی است؟ یا باید بهمثابه بازوی استراتژیک برند عمل کند؛ جایی که هویت تاریخی بانک را به زبان امروز بازتعریف میکند؟
نباید فراموش کرد امروز بیش از همیشه، بانکها درگیر نبردی برای اعتماد، تجربه مشتری و تصویر ذهنی هستند. بانک سپه اگر میخواهد صدسال دوم خود را متفاوت آغاز کند، باید روابطعمومی خود را بازتعریف کند؛ نه بهعنوان ابزار تشریفات، بلکه بهعنوان استراتژیست برند در میدان ارتباطات واقعی.
صدمین سالگرد تمام شد، اما هنوز فرصت برای ترمیم تصویر و بازسازی پیوند با افکار عمومی وجود دارد، به شرطی که سکوت و انفعال را کنار بگذارند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه