آغاز درگیریهای نظامی که خیلی زود چهره خشن و وحشتناک خود را نمایان ساخت، شاید نخستین و جدیترین بزنگاهی بود که تواناییها و قدرت مدیریت بازیگران اقتصاد دیجیتالی ایران را به چالش کشید و در بوته آزمایش قرار داد و اکنون پس فروکشکردن التهابات اصلی و درگیریهای نظامی این پرسش مهم پیشروی بخشهای مختلف مرتبط قرار دارد که هر یک چه کارنامهای از خود بهجا گذاشتهاند؟
ایران طی بیست روز اخیر شاهد تنشهای بیسابقهای بود. جامعه و مردم ایران هم از نظر روانی و هم اقتصادی شرایط اضطرابآلودی را تجربه کردند؛ تجربهای از جنس و نوعی که معمولاً پیامدهای آن در بازارهای دارایی بهویژه داراییهای امن مانند طلا بهوضوح نمایان میشود.
علاوه بر افکار عمومی، بسیاری از پلتفرمهای فناورانه و استارتاپهای نهچندان با قدمت در ایران نیز تجربهای خاص را از سر گذراندند؛ تقریباً تمامی این پلتفرمها طی سالهای اخیر با شعار و هدف ایجاد سهولت در عین امنیت و شفافیت و ارائه خدمات نوآورانه این انتظار را در کاربران خود به وجود آورده بودند که در شرایطی مانند شرایط ویژه دو هفته اخیر عملکردی متفاوت با بازیگران سنتی در حوزههای مختلف از خود نشان دهند. پایداری سرویسها و برقراری خدمات از جمله مهمترین این انتظارات بود که حفظ امکان دسترسی به داراییها با وجود شرایط جنگی در مورد پلتفرمهای فعال در حوزههای مالی به آن اضافه شده بود.
بهعبارتدیگر کاربران انتظار داشتند فارغ از شرایط خاص حاکم بر کشور بتوانند داراییهای خود را نزد این پلتفرمها مدیریت کنند و از حفظ آن نیز اطمینان خاطر داشته باشند. این انتظار از آنجایی ایجاد شده بود که بازیگران نوآور حوزه مالی طی سالهای اخیر همواره بر ایفای همین نقش تأکید کرده بودند و در چانهزنیهای خود با رگولاتورها دائماً بر مزیت تسهیلگرانه و آرام آفرین در ارائه خدمات بر بستر فناوری پافشاری میکردند.
در میان بازیگران مختلف، پلتفرمهای خریدوفروش آنلاین طلا شاید یکی از بخشهایی بودند که بیشتر و جدیتر از سایر بازیگران محک خوردند هم ازآنرو که مانند پلتفرمهایی مانند اسنپ، تپسی، دیجیکالا و.. تجربه دوره فراگیری کووید 19 را نداشتند و هم به این خاطر که با دارایی و پول کاربران سروکار داشتند و دقیقاً به همین خاطر بیش از سایر بخشها زیر ذرهبین بودند چه از نگاه کاربران و چه از منظر نهادهای حاکمیتی.
همه اینها در حالی بود که پلتفرمهای فروش آنلاین طلا در ایران دقیقاً با چنین نگاهی طی سالهای اخیر شکل گرفتهاند؛ بستری برای سرمایهگذاری ساده، امن و دیجیتالی روی طلا که به کاربران این امکان را میدهد بدون نیاز به مراجعه فیزیکی به بازار و با ارقام سرمایهای حتی خرد، بخشی از داراییهای خود را به طلای واقعی تبدیل کنند.
این پلتفرمها پیش از وقوع رخدادهای اخیر تلاشهای فراوانی برای توسعه امکانات قابلاعتماد در اختیار کاربران قرار داده بودند؛ مانند امکان خرید طلا با هر میزان سرمایه، نگهداری امن طلا در انبارهای رسمی و بیمهشده، قابلیت فروش یا تسویه سریع، اتصال به درگاههای بانکی رسمی و شفافیت کامل در قیمتگذاری و تراکنشها.
این خدمات در کنار تجربه کاربری مناسب، باعث شده بود این پلتفرمها به انتخابی محبوب برای افرادی تبدیل شوند که در پی حفظ ارزش پول خود در برابر تورم، بیثباتی بازار ارز و شرایط نااطمینانی اقتصادی بودند. بسیاری از کاربران به این پلتفرمها نه بهعنوان ابزار صرف سرمایهگذاری بلکه بهمثابه یک پناهگاه مالی قابلاتکا نگاه میکردند.
اما در هفتههای اخیر، درست در لحظهای که جامعه بیش از هر زمان به این ابزارها نیاز داشت، محدودیتهایی شدیدی برای این پلتفرمها ایجاد شد؛ توقف یا کندشدن روند تسویهحسابها، محدودسازی دسترسی کاربران به خریدوفروش اعمال سیاستهایی مشابه آنچه در مورد صرافیهای رمزارزی رخ داده بود.
در نتیجه، کاربران بسیاری که قصد داشتند در لحظه بحرانی با فروش بخشی از طلای خود نقدینگی فوری به دست آورند، یا برعکس با تبدیل داراییهای ریالی خود به طلا از کاهش ارزش آن جلوگیری کنند، از این امکان محروم شدند. این در حالیست که پلتفرمهایی مانند میلی گلد، با وجودنداشتن اختیارات کامل، تلاش کردند تا با اطلاعرسانی شفاف، پاسخگویی مستمر، حفظ کامل داراییها و جلوگیری از ایجاد هرگونه اختلال در حسابهای کاربری، سطح قابلقبولی از اعتماد کاربران را حفظ کنند.
رفتار این پلتفرمها در مدیریت این بحران، یادآور اهمیت سرمایه اجتماعی در نظامهای مالی است؛ سرمایهای که نه از مجوزها یا مجازاتها بلکه از شفافیت، پاسخگویی و ثبات رفتاری حاصل میشود.
اما در کنار ستایش این عملکرد مسئولانه، جای یک نقد جدی باقی است؛ این محدودیتها دقیقاً با هدف رفع کدام نگرانی اعمال شد که در حساسترین لحظه ممکن، پلتفرمهای فروش طلا را محدود کرد؟
آیا ترس از نوسان قیمتها، فشار تقاضا یا خروج سرمایه از بانکها باعث این تصمیم شد؟
آیا چنین تصمیماتی که بدون اطلاعرسانی عمومی و بدون درک شرایط واقعی کاربران اتخاذ میشود، پیامدهایی جز افزایش بیاعتمادی عمومی دارد؟
در دنیای امروز، قدرت مالی دیگر فقط در بانکها و نهادهای سنتی متمرکز نیست. شهروندان عادی با ابزارهای دیجیتالی، تصمیمات اقتصادی روزمره خود را با دقت، سرعت و استقلال بیشتری میگیرند. آیا محرومکردن آنها از این استقلال، آن هم در شرایطی که بهشدت به آن نیاز دارند، بیش از آنکه «مدیریت بحران» باشد، ایجاد بحران ثانویه است.
پلتفرمهای طلا نشان دادند که حتی در سایه محدودیتهای سختگیرانه و گاه غیرشفاف، میتوان با تکیه بر صداقت، ثبات و مسئولیتپذیری، اعتماد کاربران را حفظ کرد؛ اما این تجربه یک هشدار جدی هم در دل خود دارد: اگر نظام سیاستگذاری مالی ایران، بهجای حمایت از نوآوری و اعتماد، رویکرد کنترلی و محدودکننده را دنبال کند، دیریازود این سرمایه اعتماد نیز از دست خواهد رفت و بازیابی آن، ساده نخواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه