تحریریه ایران فینتک
ادغام بانک آینده در بانک ملی ایران شاید در ظاهر تصمیمی مدیریتی و مالی باشد اما در عمق خود میتواند نشانهای از تغییر آرایش نیروهای فناورانه در نظام بانکی کشور تلقی شود.
در این میان، شرکت تجارت الکترونیک ارتباط فردا بازوی فناوری بانک آینده در موقعیتی قرار گرفته است که سرنوشت آن میتواند نمونهای از چگونگی برخورد نظام بانکی با شرکتهای فناورانه وابسته به بانکها باشد.
نمونهای که با پاسخ به این پرسش باید درباره آن قضاوت کرد؛ آیا ارتباط فردا در ساختار جدید بانکی جایی برای ادامه حیات دارد؟
از رشد اسمی تا افت واقعی
صورتهای مالی سال ۱۴۰۳ ارتباط فردا در نگاه اول امیدوارکننده است؛ درآمد عملیاتی با رشد ۲۴ درصدی به بیش از ۱۹ هزار میلیارد ریال رسیده اما پشت این ارقام، نشانههایی از افت کارایی و کاهش کیفیت رشد پنهان است. سود ناخالص ۱۱ درصد کاهش یافته، جریان نقدی عملیاتی بیش از ۷۷ درصد افت کرده و بدهیها رو به افزایش است.
به بیان ساده، شرکت در سال 1403 میفروخت اما با هزینهای بیشتر و بازدهی کمتر. این نشانهای است از آنچه تحلیلگران «پایان مزیت ساختاری بانک آینده برای ارتباط فردا» مینامند؛ مزیتی که حالا با ادغام، عملاً از میان رفته است.
بنایی که بر یک مشتری استوار بود
ارتباط فردا طی سالهای گذشته تقریباً بهطور کامل بر بستر همکاری با بانک آینده شکل گرفت؛ بیش از ۹۰ درصد درآمد شرکت از قراردادهایی با همین بانک حاصل میشد. از خدمات پرداخت و صدور کارت تا مدیریت تراکنشهای پایانههای فروش و پروژههای نوآورانهای مانند ایرانکارت.
در پایان سال ۱۴۰۳، طلب شرکت از بانک آینده بیش از ۴,۳۲۴ میلیارد تومان بوده است؛ عددی که بهروشنی نشان میدهد ارتباط فردا نه فقط وابسته به بانک آینده، بلکه امتداد عملیاتی آن بوده است.
ادغام بانک آینده در بانک ملی، در واقع معادلهای را پیش روی ارتباط فردا قرار داده که در آن، مشتری و سهامدار اصلی، دیگر موجودیت مستقلی ندارد.
دادهورزی سداد؛ همپوشانی کامل و مسئله هویت فناورانه
بانک ملی سالهاست بازوی فناورانهای به نام شرکت دادهورزی سداد دارد؛ شرکتی که تقریبا در تمام حوزههای فعالیت ارتباط فردا حضور دارد از کارت و پرداخت تا سامانههای موبایلی و پلتفرمهای تراکنشی. به همین دلیل، پرسش امروز این نیست که ارتباط فردا چگونه ادامه میدهد، بلکه این است که چه چیزی برای افزودن دارد؟ آیا میتواند در کنار سداد، مأموریتی تازه بیابد؟ یا ساختار جدید بانکی، جایی برای دو شرکت با مأموریت مشابه قائل نخواهد بود؟
پاسخ به این پرسشها، نه فقط برای مدیران این دو شرکت، بلکه برای کل صنعت فینتک اهمیت دارد؛ چراکه تعیین خواهد کرد آیا سیاست ادغام بانکی به «تمرکز منابع» میانجامد یا به «حذف ظرفیتهای نوآورانه».
زنگهای خطر در ترازنامه
در همین حال اما نشانههایی از ضعف درونی در عملکرد مالی ارتباط فردا دیده میشود؛ کاهش شدید سود حاصل از سرمایهگذاریها (۷۵ درصد افت)، افت نقدینگی عملیاتی و تذکر حسابرس درباره معاملات درونگروهی غیرشفاف، همگی هشدارهایی هستند که از درون ساختار شرکت به گوش میرسند.
این وضعیت، در کنار بلاتکلیفی نهادی ناشی از ادغام، میتواند شرکت را به سمت یک فاز انجماد مدیریتی سوق دهد جایی که نه برنامهای برای توسعه وجود دارد، نه چشماندازی برای ادغام فناورانه.
آیندهای که باید بازتعریف شود
ارتباط فردا یکی از بازیگران فعال در نسل دوم شرکتهای فناوری بانکی ایران بود؛ شرکتی که در چارچوب بانک آینده، پروژههای قابلتوجهی در زمینه پرداخت و خدمات دیجیتالی پیش برد، هرچند تأثیر آن عمدتاً در محدوده اکوسیستم همان بانک باقی ماند.
اکنون اما ادغام بانک آینده در بانک ملی فرصتی است تا ساختار جدید بانکی کشور به این پرسش پاسخ دهد:
آیا قرار است با این ادغام همه مسیرها به سداد ختم شود؟ یا جایگاه جدیدی برای شرکتهایی چون ارتباط فردا در قالب پیمانکاران تخصصی، مراکز نوآوری یا بازوهای چابکتر فناورانه تعریف خواهد شد؟
چنین پرسشهایی باعث میشود به ادغام بانکی اخیر، نه صرفاً از روزنه یک تصمیم مالی، بلکه نشانهای از بلوغ و همزمانِ بازآرایی نظام فناوری مالی کشور نگریسته شود اما اگر در این بازآرایی، شرکتهایی چون ارتباط فردا بدون بازتعریف مأموریت ناپدید شوند، بخشی از تجربهی فنی و سرمایه انسانی صنعت نیز از بین خواهد رفت.
آینده ارتباط فردا، در واقع آینهای است از آینده بانکداری دیجیتالی ایران: یا بهسوی ادغام و انحصار حرکت میکند، یا به سمت تنوع، همافزایی و بازتعریف مأموریتها؛ تصمیمی که در ماههای پیش رو گرفته خواهد شد، مرز میان این دو مسیر را روشن میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه